خودآگاهی اقتصادی شما چقدر است؟

یکی از ده مهارتی که سازمان بهداشت جهانی در زمینه موفقیت فردی برمی شمارد “خودآگاهی شخصی ، Self-Awareness ” است.

یکی از بخش های خودآگاهی، مربوط به بخش مالی و اقتصادی زندگی فرد می شود که به خودآگاهی اقتصادی یا مالی معروف است (Financial Self-Awareness).

در این نوشته قصد داریم راه هایی برای سنجش  میزان خودآگاهی مالی و اقتصادی ارائه دهیم. خودآگاهی اقتصادی شما چقدر است؟

خودآگاهی در فعالیت های روزمره

خودآگاهی شخصی

فرض کنید که قرار است با دوستتان به سینما بروید، قرار میگذارید که ساعت پنج در نزدیکی سینما همدیگر را ملاقات کنید. شما می تواتید از منزلتان تا سینما را در عرض 20 دقیقه پیاده روی طی کنید. ساعت چهار ونیم است و تصمیم میگیرید که اماده شوید و حرکت کنید اما در یک لحظه در ذهنتان خطور می کند که کاش یک دوش هم بگیرم قبل رفتن و با خود حساب می کنید یک دوش سریع من پنج دقیقه طول می کشد، پنج دقیقه هم اماده می شوم و تا ساعت پنج به محل قرار می رسم. اما وقتی از حمام خارج می شوید عقربه های ساعت، ساعت چهار و پنجاه دقیقه را نشان می دهند. این یعنی؟! این یعنی شما نسبت به زمان دوش گرفتنتان، خودآگاهی کافی را ندارید. 

ارزیابی شخصی اولیه از خودآگاهی اقتصادی

اگر مایلید از این متن بهره کافی را ببرید یک قلم و کاغذ کنار دستتان بگذارید. اول از همه یک تمرین خودارزیابی انجام دهید. چطور؟ قبل از خواندن ادامه متن در یک پاراگراف (تا یک صفحه) شرایط مالی و اقتصادی خود را شرح دهید. اگر نتوانیم خوب بنویسیم معمولا نمی توانیم خوب تحلیل کنیم!

بعد از تصویف وضعیت اقتصادی فعلی تان، برای دومین تمرین دست به قلم شوید و به پاسخ این سوال ها بیاندیشید: برنامه زندگی سال آینده ام چیست؟ برنامه اقتصادی یک سال آینده ام چیست؟

توجه داشته باشید که برنامه ریزی نیاز به مراحلی دارد: 

برنامه ریزی

شما تنها نیستید 🙂

اگر نوشتن برایتان سخت است، نگران نباشید، اکثر افراد در پاسخ به این سوال ها دچار چالش می شوند. با این حال تلاش خود را بکنید. چرا پاسخ به این سوالها مهم است؟ در انتهای این متن نیاز هست که پاسخهایی  را که قبل از خواندن کامل متن به این سوالات می دهید را از زاویه دید جدیدی که پیدا می کنید، بررسی کنید. احتمالا دید شما نسبت به وضعیت اقتصادیتان قبل و بعد خواندن این نوشته متفاوت خواهد شد.

سبک زندگی/ استراتژی فعلی شما چگونه است؟ یک سال/ پنج سال دیگر چطور خواهد بود؟

در یک تعریف ساده استراتژی کارهاییست که قرار نیست انجام دهیم. با یک مثال این تعریف واضح تر می شود: فرض کنید که فردی در زندگی اش تصمیم می گیرد که هرگز پول قرض نکند و وام هم نگیرد. این یک استراتژی فردیِ اقتصادیست که بسته به سایر تصمیمات فرد ممکن است خوب با بد باشد. یا فردی تصمیم می گیرد مایحتاج زندگی اش را برای همیشه از دور ریزهای دیگران تامین کند و یک فریگان باقی بماند. بایدها و نباید های زندگی شما شامل چه مواردی می شود؟ می توانید به عنوان تمرین سوم در یک پاراگراف استراتژی های فردی خود را بنویسید؟  برای این کار توانید از گذشته خود هم کمک بگیرید، پنج سال پیش چه ارزوهایی داشتید؟ چه تعداد از آنها را عملی کرده اید؟ پنج سال دیگر چه چیزهایی می خواهید؟ چه تمهیداتی برای رسیدن به آنها در نظر گرفته اید؟

ارتقا در خودارزیابی: چشم انداز، اهداف، استراتژیتان برای پنج سال آینده چیست؟

خودآگاهی اقتصادی

قبل از نوشتن در مورد ارتقا خودارزیابی و توسعه فردی (personal development)، بهتر است با مفهوم چند واژه آشنا شویم. چقدر با معنای کلماتی که در تصویر رو به رو می بینید، آشنا هستیم؟

در قالب یک مثال ساده می توان با این کلمات بیشتر اشنا شد. فرض کنید که قصد دارید برای تعطیلات یک هفته ای، به سفر دست جمعی با دوستانتان بروید. مقصدتان کجاست؟ از چه مسیری می روید؟ در کجاها و چه زمانهای توقف می کنید؟ اگر در بین راه یکی از دوستانتان پیشنهاد دهد که مسیر را عوض کنید سرگروه چه تصمیم میگیرد؟

شهر مقصد شما، چشم انداز شماست

مسیر شما استراتژی شماست. اگر یکی از دوستان پیشنهاد تغییر مسیر بدهد که به نفع تیم نباشد، مثلا روزهای سفر را بیشتر از یک هفته کند، و در این بین شما مخالفت کنید، این مخالفت هم بخش دیگری از استراتژی شماست. در کجا و در چه زمانی توقف کنید و چه ساعتی نهار و شام بخورید، اهداف زمانبندی شده شما هستند، اگر تصمیم گرفته اید که دو روز در راه رفت باشید اما بدون هیچ مانعی  بیشتر از دو روز در راه رفع هستید، این نشان می دهد که اهداف زمانبدیتان ایراد دارد و بهتر است بازبینی شود.

روشی عملی تر برای ارتقا خود ارزیابی اقتصادی و توسعه فردی

به نظر شما یک فرد چه نگرانی های اقتصادی می تواند داشته باشد؟  مسائل مالی و اقتصادی انسانها شامل چه مواردی می شوند؟هرچه تکنولوژی و رفاه بیشتر می شود، دغدغه های اقتصادی افراد هم بیشتر می شود. برای مثال زمانی که خودروهای شخصی وارد کشور شدند کسی نگران بیمه شخص ثالث، بیمه بدنه و… نبود. اما امروز اگر شما پول کافی برای خرید ماشین داشته باشید، اما از پس هزینه های بیمه برنیایید، گوشه ای از ذهن شما درگیر این مساله خواهد بود. انواع بیمه در زندگی مدرن مثالی از دغدغه های اقتصادی افراد هستند. مثالهای دیگر: سرمایه گذاری، بهداشت و سلامت، سرگرمی و تفریح، مسکن، کسب و کار، کارافرینی، شغل، بازنشستگی، تامین مالی خانواده، درآمد، مخارج و….

دسته بندی مسائل اقتصادی

تعداد مسایل اقتصادی که یک فرد در زندگی با آنها مواجه هست، بسیار زیاد هستند اما می توان همه آنها را در هفت دسته به شکل زیر، خلاصه کرد:

خودآگاهی اقتصادی

ابتدای متن را یادتان هست؟ اولین بار چگونه وضعیت اقتصادی خود را توصیف کردید؟

به سوالات پایین فکر کنید و یک بار دیگر اولین متنی را که نوشتید بازنگری کنید، کدام مورد زیر را در متن خود از قلم انداخته اید؟

  1. درآمد من چقدر است؟درآمد ندارم؟
  2.  مخارج من چقدر است؟
  3. ایا اهل پس انداز کردن هستم؟ پس انداز منفی دارم؟ 
  4. تامین مالی: آیا وام میگیرم؟ پول قرض می کنم؟
  5. مدیریت دارائی ها: چه منابعی را خرج مدیریت کردن دارائی هایم می کنم؟ وامی که میگیرم را چه می کنم؟
  6. کجاها سرمایه گذاری می کنم؟ آنقدر پس اندازه دارم که به سرمایه گذاری تبدیلش کنم؟
  7. تامین اجتماعی(social security):  ما همیشه نگران اینده هستیم. از چه بیمه هایی استفاده می کنیم: بازنشتگی؟ عمر؟ بیمه مسکن؟ و بیمه بدنه خودرو؟ بیمه تکمیلی و …

درآمدی ندارید؟!

اکثر افرادی که کار نمی کنند فکر می کنند درآمدی ندارند، یا افرادی که کارمند هستند فکر می کنند اگر ماهی 2 میلیون تومان حقوق می گیرند، در سال 24 میلیون تومان درامد دارند. اما…

اگر شما از پدر و مادر و اقوام خود انواع هدیه های نقدی و غیر نقدی میگیرید، از دولت یارانه می گیرید، یا از محل کار خود بنهای نقدی و غیرنقدی دریافت می کنید و  مثالهایی از این دست این موارد را هم باید به درآمد خود اضافه کنید

دخل و خرج ما تابع چیست؟

تئوری مینارد کینز : میل نهایی به مصرف در شما چقدر است؟ کنیز در اقتصاد کلان با توجه به تئوری های روانشناسی، بیان می کند که مصرف ما تحت تاثیر درآمد ماست. میل نهایی به مصرف را هم از تقسیم میزان مخارج به درامد به دست می آورد. مثلا اگر شما سالانه 20 میلیون درامد دارید و 15 میلیون ان را خرج می کنید ،میل نهایی شما دو سوم است. اما اقتصاددانان با مطالعه بیشتر متوجه شدند هرچه درآمد فرد بیشتر شود این نسبت کمتر میشود. یعنی اگر شما سال دیگر 40 میلیون درامد سالانه داشته باشید، 30 میلیون خرج نمی کنید!

با بسط تئوری های اقتصادی، مساله نظریه درآمد نسبی توسط دوزنبری مطرح شد: دوزنبری معتقد بود که  مخارج ما تحت تاثیر متوسط مخارج اطرافیان و همچنین مخارج گذشته ماست. مثلا شما امسال 40 میلیون تومان درآمد کسب می کنید و بیست میلیون آن را خرج می کنید اما سال بعد درآمد شما کمتر میشود اما احتمال این که مخارج شما کم بشود، زیاد نیست چرا که تغییر عادتها برای همه راحت نیست. یا شما محل زندگی خود را از پایین شهر به بالای شهر تغییر میدهید، احتمال این که عادتهای خرج کردن شما تحت تاثیر همسایگان شما قرار بگیرد کم نیست (چشم و هم چشمی)

چرا بهتر از خودآگاهی اقتصادی داشته باشیم؟

خودآگاهی اقتصادی

نظریه پیکو/ نظریه ثروت : بخشهایی از ناخودآگاه ما هستند که بدون این که از آنها خبر داشته باشیم می توانند بر میزان مخارج ما موثر باشند. مثلا دو نفر را در نظر بگیرید که در آمد سالانه آنها یکسان است. اما فرد اول یک خانه 500 میلیونی، یک ماشین 50 میلیونی دارد و همچنین می داند که بخشی از اموال پدرش در آینده به صورت ارث به او میرسد.

فرد دوم یک خانه 200 میلیونی و یک ماشین 20 میلیونی دارد. با این حال درآمد سالانه اش به میزان فرد اول است، ایا این دو نفر به یک میزان مخارج دارند؟

 

با این که فرد اول یک متر از خانه اش را برای مخارج سالانه اش نمی فروشد و قصد ندارد ماشینش را هم عوض کند و هنوز ارثیه مد نظر به دستش نرسیده اما در ناخوداگاهش این موضوع هست که می تواند بیشتر خرج کند! چه بسا که در آینده به مشکلی برنخورد؟ پس اگر دستیابی اهداف بلند مدتمان برایمان مهم است، نیاز است بدانیم دخل و خرجمان در چه وضعیتی ست و در آینده قرار است چه شود؟

 

تمرین نهایی، ارزیابی مجدد

می توانید با در نظر گرفتن موارد بالا بار دیگر از خود بپرسید چشم انداز، استراتژی و اهداف زمانبندی شده من برای پنح سال اینده چگونه است؟

دوست دارم پنج سال اینده وضعیت اقتصادی ام نسبت به الانم چه تفاوتی کند(چشم انداز

در برنامه ریزی پنج سال اینده برای بهبود وضعیت اقتصادی کنونی ام چه باید و نبایدهایی (استراتژی) را انتخاب کنم؟

سال اول و دوم را چگونه بگذرانم؟ سال سوم چطور؟ (اهداف زمانبندی شده)

فرض کنید که شما می خواهید کارافرینی کنید و  پنج سال بعد 200 میلیون تومان پول نقدر در حسابتان داشته باشید. ایا تصمیم میگیرید که سخت کار کنید و هر سال 40 میلیون تومان درآمد داشته باشید؟

اکثر کارافرینان چند سال اول کار را صرف یادگیری می کنند. اگر سرمایه ما صفر است چگونه می خواهیم ایده هایمان را جرایی کنیم؟

بهتر است نگرش خود را تغییر دهید. این یکی چطور است؟ اگر 200 را تقسیم بر 15 کنید و سال اول یک پانزدهم، سال دوم، دو پانزدهم، سال سوم سه پانزدهم و سال چهارم،  چهار پانزدهم درآمد کسب کنید، سال پنجم 200 میلیون تومان پول نقد خواهید داشت.

خودآگاهی اقتصادی نداشته باشیم چه می شود؟

یک بار دیگر به نوشته هایتان نگاهی بیاندازید. چشم انداز پنج و ده سال اینده تان را مشخص کرده اید؟ اگر بله، این نکته را در نظر بگیرید که اگر خودآگاهی نداشته باشید احتمال رسیدن به شهر مقصد در سفر زندگی هم سخت خواهد بود. بهتر است برای رسیدن به اهدافتان علاوه بر خودآگاهی شخصی در زمینه های مختلف، خودآگاهی مالی و اقتصادی هم کسب کنید.

 

منابع:

شش موردی که شما در باره خودآگاهی شخصی خود نمی دانید

 فرد موفق از منظر سازمان بهداشت جهانی کیست؟ 

تامین اجتماعی چیست؟

 

آغاز بحث در https://padpors.com