گفتگو پادپرس با دکتر افشین شفیعی

گفتگو پادپرس با دکتر افشین شفیعی استاد شیمی دانشگاه شریف، پیرامون موضوع ارتباط دانشجو و استاد در کلاس، و دیدگاه دانشجویان و اساتید نسبت به محیط آموزشی دانشگاه

پ.ن: اگر سوال یا نظری در مورد مباحث این گفتگو دارید با مراجعه به لینکهای انتهای متن یا کلیک بر روی تیتر سوالات در خلال متن می توانید به موضوع گفتگو وارد شده و نظرتان را درج نمایید و با دوستانتان تبادل نظر کنید

چرا اکثر دانشجوها بعد از ورود به دانشگاه، انگیزه‌شان افت میکند؟

من به عنوان یه استاد، فکر میکنم تلقی دانشجو در بدو ورودش به دانشگاه، از استاد و فضای دانشگاه، این هست که با یه محیطی برخورد می کنه که خیلی افق دید فراتری داشته باشه یا قرار باشه دید عمیقتری بهش ببخشه.

آدمایی رو ببینه که به لحاظ اخلاقی وسیع ترند، علاوه براینکه عالم ترند (علم شایان توجه دارند)، افرادی که می تونه تا حد زیادی آرمان ها و ایده آل های اخلاقی و علمی خودش رو درشون جستجو کنه.

بیشتر دانشجوها با چنین دید آرمان گرایانه ای وارد دانشگاه میشن و این آرمان گرایی همون ترم اول هم به لحاظ علمی (نوع تدریس) و هم به لحاظ برخورد فرهنگی و اخلاقی، با بن بست مواجه میشه و شکسته میشه.

و این خیلی تاثیر منفی ای داره: وقتی این بچه ها در سال اول متوجه میشن دانشگاه چیزی نبود که تصورش رو می کردن و سوق میخورن به سمت یاس و ناامیدی. و به این سمت میره که خیلی از دانشگاه انتظار خاصی نداشته باشه و در ضمن نگرش ابزارگرایانه، نسبت به دانشگاه و نسبت به فضای کلاس، پیدا میکنه.

شما می گید دانشجویی که بدو امر میاد انتظارش چیه؟ اون انتظارش همین چیزاست. فکر میکنه با یه محیطی مواجه میشه که استادش میاد خیلی راحت میگه من همه چیز رو بلد نیستم. استادش هیچ گونه ابایی از بحث و صحبت نداره. استادش آدمیه که ساعت ها وقت میذاره بعد از کلاس بابت صحبت با دانشجوهاش. و وقتی دانشجو ببینه هیچ کدوم از اینا وجود نداره شما چه انتظاری دارید از دانشجو؟

این سیستم در آینده خودش رو تکرار میکنه. از کاستی‌های محیط، درس نمی‌گیره که در آینده درصدد رفعش بربیاد. بلکه خود این دانشجوی فعلی پس فردا در مسند استادی میشینه و چه بسا از استادان پیشینش سخت گیرتر و بدتر بشه.

چه رفتارهایی در کلاس درس دانشگاه، ممکن است دانشجو و استاد را از رسالت واقعی خودشان دور کند؟

بیشتر اساتید ما از پرسش در کلاس استقبال نمی کنند. ممکن هم هست چیزی نگن، چون دانشگاه طراحی شده برایپرسش های اساسی و روح پرسشگری. ولی در عمل و در برخوردها یه جوری هست که دانشجو به این نتیجه می رسه که استاد از سوال کردن خوشش نمیاد، پس دانشجو بر خلاف ذهنیتش مواجه میشه با این نکته که روحیه پرسشگری نه تنها تقدیر نمیشه بلکه سرکوب میشه. این اثر منفی و خیلی بدی داره.

شیوه تدریس هم خیلی مهمه، متاسفانه روحیه حاکم بر کلاس این است که هم استاد و هم دانشجو نسبت به جو کلاس و درس منفعل عمل می کنن. منفعلانه برخورد کردن استاد یعنی یه نوع تفکری وجود داره که استاد فکر می کنه وظیفه اش اینه که بیاد سر کلاس درسش رو بده و بره. در مقابل اینکه دانشجو بخواند یا نخواند حس مسئولیت نمی کنه. حتی در نسل جوانتر مواردی هست که استاد وقتی می ره سر کلاس، خطاب به دانشجو میگه که شما برای من با در و دیوار فرق نمی کنید.

گاهی هم لازم نیست به صراحت بگه، رفتارش همین رو نشان می‌ده. یعنی استاد چیزی که می بینه اینه که من وظیفه‌ای رو برای خودم تعریف می کنم مستقل از اینکه کسی باشد یا نباشد. این تعریف خطرناکی هست از کلاس. منظورم از انفعال دانشجو: دانشجو تصورش اینه که درس رو بگیره و پاسش کنه و بره. حتی بخواییم بهتر هم نگاه کنیم، فکر می کنه چیزی یاد بگیره و از کلاس بره.

دانشجوهای پیگیر معمولا از طرف کلاس طرد میشن، چی کار میشه کرد؟

پاسخ به این پرسش دو جنبه داره:

  • از جنبه ی دانشجو، گاهی یه اشکالی در رفتار دانشجویی هست. به تجربه های شخصی خودم برمیگردم. ببینید دانشجویی که زحمتکش و جویای علم باشه و پروای دیگران رو هم داشته باشه، یعنی care داشته باشه، فضا در موردش شکسته میشه. چون همه میفهمن این تلاش فقط برا خودش نیست. و آدمیه که اطرافیانش هم براش مهمن و سعی میکنه رو اونا هم تاثیر بذاره.بچه های درسخون که فقط به فکر ارتقا خودشون هستن ، فقط به فکر خودشون هستن. بچه های شریفی زیاد فردگرا هستند. اگه اونا حس مشارکت جمعی و تشریک مساعی داشته باشن و حضورشون به نفع بقیه هم باشه، بقیه هم اخلاص عمل رو درک میکنن.
  • نکته ی دیگه برمیگرده به استاد: استاد با رفتارهاش میتونه جمع رو تلطیف کنه و مسئله رو حل کنه. من در کلاس هام گاهی حالت های افراطی دانشجو رو تجربه کردم. دانشجویی بود که تمام بچه‌های کلاس باهاش مشکل داشتن. ولی خب در جلساتی که اون فرد نبود، و بچه ها به شوخی میگفتن آخیش راحت شدیم فلانی نیست؛ من در موردش با بچه ها صحبت میکردم. و بهشون میگفتم که فلانی چه تقصیری داره جز اینکه میخواد یه چیزی رو تا آخرش بفهمه. و شما لازمه صبور باشین. اینا یه مقدار تاثیر میذاره.

ولی استاد اگه راه دیالوگ رو ببنده و اینا رو وظیفه خودش ندونه و وظیفه ی خودش رو فقط درس دادن بدونه،‌ و با خودش بگه که حالا هر کی متوجه شد ،که شد و اگه متوجه نشد هم، نشد و چه لزومی داره رو دیگر ابعاد دانشجوها تاثیر بذاره؛ این ها مسائل رو تشدید میکنه. ولی در یه محیط که هم استاد و هم دانشجو فکر تشریک مساعی دارن، و به این فکر میکنن که این کلاس یه مسیره برا اینکه چیز قشنگ تری بعدتر پیش بیاد و روابط بهتری رقم بخوره و افق های جدید جالب تری جلو همه باز بشه و اصل در روابط انسانی باشه و نه شرکت در کلاس و درس و تعاریف محدود و قالب بندی شده از امور فکری و دانشی و غیره. این خیلی مهمه.

 

در کلاس درس دانشگاه، چه طرز فکرهایی رو میشه جا انداخت؟

در مقوله آموزش دو نوع نگاه به کلاس وجود داره: یه نگاه کوتاه مدت، اینجا قراره درسی در چهارچوب زمانی مشخص داده بشه و دانشجو هم قراره در این چهارچوب زمانی درس رو بپذیره و در امتحانش این رو نشون بده، و یک نگاه بلندمدت، که در کلاس لازمه علاوه بر درس اصلی که به دانشجو آموزش داده میشه که با تقریب خوبی بعد از کلاس فراموش میشه، یه چی دیگه هم داده بشه، فرصت داده بشه و ارزیابی هم در این فرصت لازمه تعریف بشه.

مسئله ی کلاس و امتحان به خودی خود نباید تعیین کننده در ارزیابی باشن. در کنار این ها به لحاظ روانشناختی و هویتی که به دانشجو داده میشه، لازمه تاثیری رو دانشجو ایجاد شه. یعنی هویت‌بخشی استاد به دانشجو اتفاق بیفته: تو قرار نیست همه چی رو الان به من باز پس بدی. تو ممکنه در همین درس که الان اصلا درش موفق نیستی بعد موفق بشی.به خصوص در دوره ی لیسانس باید فرصت به دانشجو داده بشه. دانشجو بایستی خودش رو این جوری ببینه که مدام بهش فرصت داده میشه.

خود من آمار افتاده هام در کلاسام کم نیست. ۲۰-۲۵ درصد کلاس معمولا میفتن. ولی عموماً به افتادنشون معترض نیستن. چون خودشون میدونن تمام فرصت های ممکن بهشون داده شده. یعنی تا وقتی کسی صددرصد قانع نشه که اشکالش از خودشه در مسئله افتادن، امکان نداره به این سمت برم که بذارم دانشجو بیفته. در ضمن نگاهم برابر نیست، به دانشجوی ترم سه و ترم ده نمیتونم یه جور نگاه کنم. این عدالت نیست. به ترم ده خیلی بیشتر لازمه فرصت داده بشه.

دانشگاه ها چطور ی می‌توانند فرصت کافی برای رشد در اختیار دانشجویان قرار بدهند؟

در موضوع در کلاس درس دانشگاه، چه طرز فکرهایی رو میشه جا انداخت؟ گفتم که لازمه به دانشجو فرصت داده بشه.

راحت میشه این حس رو به دانشجو القا کرد و چنین چیزی لازمه. من سال گذشته منچستر بودم و میدیدم قانونی هست به اسم re-seat، یعنی دانشجو هر امتحانی رو میفته میتونه بشینه دوباره امتحان بده.

نگاه به مقوله ی دانش اینجا هرمی و سلسله مراتبی هست. یعنی دانشجوی لیسانس رو بهتره بیشتر بهش فرصت بدی و وقتی بالاتر و بالاتر میری باید میزان سخت گیری شما هم بیشتر شه. چون یه چنین دانشجویی داره پخته میشه و خودش انتخاب کرده . پس مسئله اینه که تو نظام دانشگاهی نگاه کنیم چقدر فرصت میدیم.

مثلا در ارزیابی نمره؛ ما واقعا نمونه داشتیم که دانشجو با 9.8 با 9.9 نمره توی ورقه افتاده. این یعنی چی واقعا؟ یعنی یه استاد می تونه ادعا بکنه که دقت کارش در حدیه که دانشجو رو با 9.8 بندازه؟ اصلا 9.8 که هیچ من اعتقاد دارم در حد 8 هم نمی تونه بندازه.این که من میگم فرصت داده بشه به دانشجو همراه با هویت بخشی بهش؛ این روش که انجام میشه نه تنها فرصت سوزه در واقع فرصت رو می گیره از دانشجو، بلکه به اصطلاح هویت اش رو هم ازش می گیره یعنی تبدیلش میکنه به یه آدم سر خورده و ضربه خورده. این دانشجو وقتی که از اینجا میره همیشه ته ذهنش هست که فلانی تو در مورد این مورد چقدر تحقیر شدی.

ما به عنوان استاد نیومدیم دانشجو رو به عنوان یه موجود مچاله شده تحویل جامعه بدیم، نباید تحقیرش کنیم. باید بهش فرصت بدیم و بپذیریم که ما خیلی چیزها رو بلد نیستیم. از یاد گرفتن هراسی نداشته باشیم. از بحث و صحبت نترسیم.

تعریف استاد و دانشجو از کلاس درس چیست؟

در موضوع «چه نکاتی سر یه کلاس دانشگاه هست که ممکنه تو ذوق دانشجو بزنه؟»، گفتم که کلاس درس از نظر من چیزی فرای یادگیری درس برای دانشجو و یا تدریس برای استاده، پس کلاس چیه؟

واقعیت قضیه اینه که کلاس برا هر دو، استاد و دانشجو، یه فعالیت جمعیه. و همه اینا در یک کلیتی تعریف میشن و همه باید نسبت به این کلیت حس مسئولیت کنند.

یعنی اگه یه دانشجوی المپیادی داریم که سر کلاس هست این نباید فقط خودش رو ببینه که حالا این درس رو بلد هست یا نیست . بلکه نسبت به همۀ هم کلاسی هاش باید دید و نظر داشته باشه و فکر کنه فعالیتش در این کلاس برای بقیه دوستانش می تونه موثر باشه . اصلا می تونه به روند کلاس کمک کنه. همه دانشجوها با حضور و تداومشون می تونند حتی به استاد جهت بدهند و کمک کنند.

بیشتر اساتید ما دیدشون نسبت به کلاس انفعالیه؛ نه انتظار مشارکتی از دانشجو دارن و نه از خودشون انتظار دارن که خیلی قاطی بچه ها بشن. یا حتی خارج از کلاس بخوان باهاشون بحث و صحبت داشته باشن. گاهی دعوتشون کنن به چایی و قهوه، مثلا از تقریباً 36 جلسه کلاس در ترم، یکی دو جلسه اختصاص بدن به بچه ها، تا از فضای کلاس خارج بشن و یا صحبت های دیگه داشته باشن و به این طریق روش دیگری از برخورد با دانشجو رو هم تجربه کنند.

البته اینها منوط به اینه که هنوز استاد در کارش صلب نشده باشه. استادی که صلب شده باشه فایده نداره. یه مشکل که در دانشگاه های بزرگ مثل شریف وجود داره همین مسئله ست که اساتیدِ صاحب سابقه زیادن و به نقطه‌ای رسیدند که انگیزه کافی برای برخورد و تعامل با نسل جوان ندارند. و این گرچه در ابتدا یه چیز مثبتیه اما در خیلی موارد تبدیل به یه چیز منفی میشه.

چطور یک استاد می تواند به بهترین نحو، محتوای درس را طی زمانی که در کلاس در اختیار دارد، مدیریت کند ؟

تمام محتوای مشخص شده برای یک درس باید در زمانی که برایش در نظر گرفته می شود در کلاس منتقل شود. هیچ کوتاهی قابل قبول نیست. اگه غیر از اینه، این ضعف استاده.

معتقدم استادی که کارش به کلاس جبرانی بکشه داره وقت دانشجو و وقت خودش رو حروم میکنه. حتی داستان گویی سر کلاس لازمه کاملا اگاهانه و حساب شده باشه. و نه فی البداهه. یعنی استاد رو مسئله مسلط باشه. اگه شوخی میکنه که جو رو عوض کنه، روش مسلط باشه.

خیلی ها معتقدن از ۷۵ دقیقه کلاس، 45-50 دقیقه ش بازدهی یادگیری وجود داره. بعضی استادای قدیمی هم هستن که ۴۵ دقیقه درس میدن و میرن و میگن دانشجو و کلاس بیشتر کارایی نداره. درست هم میگن. ولی اینا میتونن از اون یه ربع هم به نفع دانشجو استفاده کنن. مثلا من اون یه ربع باقی مونده رو میام فضای فکری بچه ها رو باز میکنم که از یه ساعت و ربع حداکثر استفاده رو ببرم.

البته لازمه افراط و تفریط هم اتفاق نیفته در کلاس. مثلا یه درس آزمایشگاهی که اهمیتش رو با درس نظری مقایسه کنیم، نمیشه بگیم از لحاظ سخت گیری لازمه خیلی سخت گیرانه تر باشه (صرفا از لحاظ سخت گیری). ولی نگاه کنیم میبینیم در برخی آزمایشگاه‌ها دانشجو لازمه از هفت خوان بگذره و همه نوع چیز رو یاد بگیره تا پاس بشه. سمینار بده، گزارش کار تحویل بده. مصاحبه بشه. زمان کلاس ها بیشتر از زمان معمولا ازمایشگاه بشه. و همیشه هم اخرین نمره ای که گزارش میشه نمره ی ازمایشگاهه! چه خبره؟ درس دوره لیسانسه و دانشجو لازمه لذت ببره. هیچ جای دنیا این طوری نیست. اگه من مدیر بودم و اختیارات داشتم شش ماه حقوق فرد رو میدادم و پول سفرش رو هم میدادم میگفتم بره اروپا گشتی بزنه و دانشگاه های مختلف رو تجربه کنه. ازمایشگاه ها رو ببینه. برا اینکه با سیستم های مختلف آشنا شه.

در ضمن من اعتقاد دارم فضای ارتباط با دانشجو که قرار نیست فقط کلاس باشه. کلی روش ارتباطی وجود داره. تلگرام، ایمیل، پلاس و … گاهی استاد میتونه یه گروه در درسی تشکیل بده و مطالبی رو به اشتراک بذاره برای بچه های کلاس. و یا گاهی سراغ تک تک این دانشجوها بره و باهاشون حرفی بزنه و عکسی نشون بده و … . این طوری فرصت کافی برای رسیدگی به درس و در ضمن ارتباط با دانشجو مهیاست. ولی اینکه شما یه استاد رو قانع کنین وارد این فاز بشه خیلی سخته.

کیفیت سیستم ارزشیابی اساتید در سیستم دانشگاه را چطور می بینید؟

ما یه معضل بزرگی که در دانشگاه ها داریم اینه که هیچ سیستم ارزیابی صحیحی در مورد یه استاد نداریم. وقتی یه استاد مرحله پیمانی اش رو به رسمی-آزمایشی طی میکنه، چیزی در حدود 2 تا 3 سال طول میکشه؛ مثلا برای خود من مرحله تبدیل پیمانی به رسمی-آزمایشی 1.5 سال معادل سه ترم بود. تقریبا میشه با اطمینان گفت که استادی که رسمی-آزمایش شد حریم امنی داره تا 70 سالگی.

خوب این نقص و اشکال ایجاد میکنه. هیچ سیستم ارزشیابی درستی وجود نداره.

افشین شفیعی

این ارزشیابی های دانشجویی هم که هست هیچ چیزی رو نشون نمیده. یا اگر هم بخواد نشون بده هیچ سازوکاری وجود نداره که بخواد تعیین کننده باشه برای استاد. به مقامات و مسئولان اگر بگید قطعاً این نقد مرا رد می‌کنند ولی واقعیت همین است.گاهی میگن کسی که ارزیابیش پایین تر از یه حدی باشه، مثلا درس رو بهش نباید داد یا توی ارتقاش مشکل وجود خواهد داشت، اما نهایتا اینه که این آدم ها ارتقا پیدا می کنند، اون درس هم بعدا ارائه میدن. یعنی هیچ!

الان ما به یه نقطه ای رسیدیم که حتی دانشجوهای ما ترجیح میدن خودسانسوری کنن در نظراتشون. شاید شما بدونید اخیرا سایت جینیو هست که دانشجویان در مورد اساتید نظر می دهند، مسئولین سایت نظرات رو رسما سانسور می کنند. من خودم همین اخیرا از یکی از مسئولینش پرسیدم چرا حذف می کنید؟ کاملا پذیرفت و گفت به خاطر شکایت اساتید هست و سایت ما فیلتر میشه. گفتم شما به این فکر نمی کنید که وقتی دارید اون نظرات رو حذف می کنید داده غلط به دانشجو میدید؟ یعنی بخشی از داده رو میذاری کنار و یه سری داده بایاس شده اونجا نگه میداری خوب این داده غلطه. اون طرفی که قراره بخونه و پیش خودش فکر کنه که من میخوام با فلانی ارشد بردارم یا باهاش کار کنم. گفتم حداقل شما که سانسور می کنید صادقانه بگید من اینجا پنج تا نظر حذف شده دارم. این رو لااقل بگید.

استادی هم که وضعیت خوبی داره هیچ نظام تشویقی براش وجود نداره، این خیلی بده. باز اینا مواردیه که در خارج از کشور حل شده. نمیگم به طور کامل ولی در مقوله علمی اش تا حد خوبی حل شده حالا تو مقوله رفتاری و برخوردی یه چیز ظریف تری هست.

 

متشکریم که وقت و تجربه‌تون رو با شبکه پادپرس به اشتراک گذاشتید

لینک های گفتگو:

چرا اکثر دانشجوها بعد از ورود به دانشگاه، انگیزه‌شان افت میکند؟

چه رفتارهایی در کلاس درس دانشگاه، ممکن است دانشجو و استاد را از رسالت واقعی خودشان دور کند؟

دانشجوهای پیگیر معمولا از طرف کلاس طرد میشن، چی کار میشه کرد؟

در کلاس درس دانشگاه، چه طرز فکرهایی رو میشه جا انداخت؟

تعریف استاد و دانشجو از کلاس درس چیست؟

یک استاد چطور محتوای درس را در زمان کلاس، مدیریت کند؟

کیفیت سیستم ارزشیابی اساتید در سیستم دانشگاه را چطور می بینید؟

 

 

 

آغاز بحث در https://padpors.com